نازنین حسین

با همه ی والزاریاتی که به خاطر درد پا داشتم دیروز آمدم سرکار
صبح داداشم منو رسوند دانشگاه
ظهر پیام دادم حسین جان آمد دنبالم و برگردوند خونه
نازنین رو هم با خودش آورده بود
وقتی بوسیدمش دلم رفت براش
چه قدر این دختر مهربون و دوست داشتنی هست
کاش بتونم ارتباط مادرانه ای باهاش برقرار کنم
و همدیگه رو دوست بداریم

سلام بر حسین علیه السلام سلام بر محرم

این اولین محرمی هست که می توانم نام تو را مکرر صدا کنم یا ابا عبدلله
نام قشنگ تو را قالب یاری تازه
چه شور انگیز است تکرار هزار باره ی حسین

جمعه پیش رفته بودم خونه ی حسین
موقع برگشتن با هم یه مسیری رو پیاده رفتیم چون اسنپ نبود و ماشی حسین دست بچه ها بود و...
از یک بلندی پریدم و زانو و درد و دردسر و ...

دیروز رفتیم دوباره برای مدت دو ماه و نیم عقد موقت کردیم
تا شرایط کنکور سبجان بگذره و از سوگ مادر حسین خدا بیامرز مدتی گذشته باشه
تا بتونیم محضر بگیریم و...