هر چه پیش آید خوش است
امروز را تصمیم داشتم مرخصی بگیرم یه کم بیشتر بخوابم
و یه کم بیشتر با حسین وقت بگذرانیم
دیشب پیام داد برای سبحان وقت مشاوره بگیرم
چون توضیحاتش نیاز به حضور داشت
صبح آمدم دانشگاه
دیدم آمدم چه کاری مرخصی بگیرم
برای سبحان جان وقت گرفتم
روز خیلی خوبی بود در دانشگاه
پ.ن : زندگی همین روز مره گی های پیش بینی نشده است
پ.ن: اینکه آمدم و کار یکی از بچه ها هم راه افتاد که فکرش را نمیکردم
برکت این روز بود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:52 توسط زوجه ی حسین
|