تغییر - مقاومت- سازگاری
دخترک تنهاست
زنگ زدم از مدرسه برگشته
گفت زیر گار روشنه
گفتم خاموش کن نهارت رو با ترشی قرمز بخور
منم اگر ریس امد مرخصی میگیرم با اسنپ میام خونه
گفت : من اوکی ام
خیالم راحت شد
هنوز یک هفته نگذشته سازگار شد
کاش من هم به همین سرعت با تغیرات طوفانی این سالهای زندگی ام اوکی می شدم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 14:4 توسط زوجه ی حسین
|