اولین روز مادر دوران متاهلی به بدترین شکل ممکن گذشت
درخواست یک تایم دو نفره از همسر داشتم که محقق نشد ( سعی کرد ولی نشد- منزل پدرش و فوتبال و حوصلهی سر رفته ی من و ....
با دخترک و همسر سه تایی رفتیم استوا ( دخترک رفت توی تونل بستنی و هر چه خواست برداشت و من چون کالری نداشتم... من و همسر بستنی خوردیم ...)
کادر نخرید فقط یک پولی زد به حساب و یک عذر خواهی و.....
منم تشکر درست و حسابی نکردم
هیچ کدام از بچه های همسر حتی به من تبریم خشک و خالی هم نگفتند دریغ از یک پیامک حتی....
روز مادر هم من از صبح رفتم ماموریت تا شب و با انها نرفتم سر خاک

یک جوادوز به خانواده زدیم یک سوزن هم به خودمان بزنیم
من می توانستم توضیح بدهم و استئوا نروم و همان تیام را استراحت کنم تا شب خسته نباشم...
می توانستم موقعی که پیام واریز پول هدیه را دیدم پر شور تر برخورد کنم و برای یک خلوت دلچسب تشنه اش کنم
می توانستم یک استراحت کوتاه بکنم و بعد با دخترک حلوا درست کنیم برای سر خاک مادرش
می توانستم ماموریت کذایی را نروم و با انها بروم سر خاک
شب وقتی همسر امد اتاقم می توانستم پر شور تر باشم و مهربان تر
می توانستم خودم به عروس زنگ بزنم
می توانستم خودم به عمه و جاری ها زنگ بزنم ...