دیشب پسرک مریض بود
تا ظهر خانه ماندیم
به زور دخترک را راضی کردم
ظهر احاس کردم پسرک بهتره
رفتیم منزل مادرم با دختر
قبلش برای پسر غذا و آب جوش درست کردم و گذاشتم
شب که برگشتم
پدر قبل ما برگشته بود
اما پسرک قهر بود
به نظرم حق داشت