مرگ بر گوشی
دیشب دخترک زود خوابید
من هم کارهام رو زودتر از معمول تمام کردم
رفتم اتاق خودم
حسین اومد
گوشی دستش بود
روی تخت نشست
رفتم کنارش گفتم چه می کنی؟
گفت اخبار
منم رفتم اون طرف خوابیدم
نفهمیدم کی پا شده رفته
کاش گوشی رو از دستش می گرفت م و سر صحبتن رو باهاش باز می کردم
گاهی راهکار بعضی موضوعات دیر به ذهنم می رسه
شاید چون ذهنم پر از دفاع شده
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 12:30 توسط زوجه ی حسین
|