دیشب خواب می دیدم پدرم برای دخترک خونه درختی درست می کنه
با هسته میوه ی ازگیل و نی
داشتم می رفتم بابام خدا بیامرز گفت: یواش برو زانوت درد نگیره

پ.ن: هر وقت کاری برای دخترک می کنم که خوشحال میشه
خواب پدرم رو میبینم