حال دل من
پیرو پست قبلی
دیروز بعد از اداره زنگ زدم به حسین و رفتم خونه مادرم
یه کم خوابیدم
یه کار کوچولو برای مادرو خواهرم انجام دادم
زن دایی و دختر دایی جانم که اونجامهمان بودن رو دیدم
با حال خوبی برگشتم خونه
دخترک کادرستی درست کرده بود
کار جدیدی که به تقلید از من داره انجام میده
باعث شده کمتر بره توی گوشی
باید سعی کنم
بیشتر و بهتر براش وقت بزارم
دیشب خیلی بد خو.ابیدم
ولی بعد نمازش خوب بود
خدا رو شکر
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 8:27 توسط زوجه ی حسین
|