شرط انصاف نباشد .....
پسرک همراه خاله و دختر خاله هاش قراره بره مسافرت
دخترک رو نمی برن
چند روزی هست حالش خیلی گرفته است
دیروز صبح زود گفتیم بریم حرم
توی اسانسور با پدر چالش داشتن
توی راه کلی دعوا کردن با هم
منم تماشا چی
تا اینکه پدر از ما جدا شد و رفت سمت مردان
به دخترک گفتم : تو به چند دلیل ناراحتی
یکی برای مسافرت و ...
حق هم داری که ناراحت باشی
ولی انصاف نیست دق دلت رو سر پدر خالی کنی
که این همه برات زحمت می کشه و .....
برگشتنی صلح برقرار شد خدا رو شکر
شب رفتیم نمایشگاه
پسرک هم با ما امد( جزو معدود دفعات هست که4 تایی جایی رفتیم)
آش خوردیم 4 تایی بد نبود
کل کل پدر و پسرک سر مسایل سیاسی خیلی حالم رو بد میکنه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 9:15 توسط زوجه ی حسین
|